معرفی کتاب زوربای یونانی نوشته نیکوس کازانتزاکیس

0
9167
زوربای یونانی، نوشته‌ی نیکوس کازانتزاکیس
زوربای یونانی، نوشته‌ی نیکوس کازانتزاکیس
معرفی کتاب زوربای یونانی نوشته نیکوس کازانتزاکیسReviewed by گروه مترجمین کتابیسم on Nov 24Rating:

زوربای یونانی رمانی است که داستان دوستی مرد جوان و پیرمرد ۶۰ ساله زنده دلی را تعریف می کند که به ادعای خودش یک عاشق پر جنب و جوش، یک جنگجوی ماجراجو، آشپز، نوازنده، معدنچی و قصه گو و خیلی چیزهای دیگر است. بله زوربا چنین شخصیتی دارد. مردی که به گفته راوی تلاش برای توصیف او بیهوده خواهد بود. این کتاب نوشته نیکوس کازانتزاکیس یونانی است و برای اولین بار در سال ۱۹۴۶ به چاپ رسید.

نیکوس کازانتزاکیس اغلب از خلق شخصیت هایش هدفی آموزشی دارد و اغلب اصرار او از داشتن مردان و زنانی که برای اصول فلسفی به تصویر می‌کشد، باعث می شود آن‌ها مانند انسان‌هایی که بد پرورش یافته‌اند به نظر برسند. بعضی از شخصیت‌های فرعی زوربای یونانی نمی‌توانند به عنوان شخصیت‌های منفرد دوام آورند. با این وجود چهره‌های اصلی به خوبی به تصویر کشیده شدند به خصوص دو شخصیتی که داستان حول آن‌ها می‌گردد یعنی زوربا و راوی. حتی در لحظاتی که گفتگوی آن‌ها بسیار فلسفی می‌شود، کازانتزاکیس قادر به حفظ درجه شگفت آوری از واقع نمایی با دو شخصیت اصلی است.

هر کسی ممکن است این رمان را به عنوان یک رمان تربیتی بخواند، آموزش مرد جوان احساساتی برای ورود به جهان خشن قرن بیستم. رفاقت راوی با زوربا و شریک شدن او در طرح‌های کسب‌وکار راوی، آن دو را در موقعیت استاد و شاگردی قرار می‌دهد. اما کازانتزاکیس در بیشتر رمان هایش و از جمله این رمان از داستان برای به نمایش درآوردن مسایل  فلسفی بهره می برد. شخصیت ها آشکارا در مخمصه های هستی گرایی گرفتارند: انسان در تقابل با یک جهان بی معنی، باید پایان را برای خود ایجاد کند یا بی اراده و بی هدف  به سمت مرگ بی معنی خود رهسپار شود. در زوربای یونانی کازانتزاکیس به بررسی این وضعیت از طریق یک سری تضادها می‌پردازد، در درجه اول در شخصیت‌هایی که داستان را تشکیل می‌دهند. راوی جوان که به اسم رئیس می‌شناسیمش برای فرار از خشونت جهان در یک عقب نشینی به مطالعه و بررسی بودیسم می‌پردازد. اما در یک تصادف عجیب و غریب به وسیله یک شراکت تجاری با پیرمردی پر زرق و برق، افراطی و زمینی یعنی الکسیس زوربا پیوند می‌خورد.

راوی بدون نام داستان را از زاویه دید اول شخص تعریف می‌کند. بدین ترتیب، خواننده تنها چیزهایی را که مورد علاقه راوی است در می‌یابد و هر رویداد از دیدگاه راوی رنگ می پذیرد. مثلا زوربا قابل تحسین است چون راوی این گونه احساس می‌کند. جای شکرش باقی است که راوی نسبت به توصیف مسایل پیرامون خود توانا و مشتاق است. نکته عجیب این است که راوی با وجود اینکه با کمی تیز بینی می‌تواند احساسات زوربا را روایت کند، اما به ندرت در این مورد صحبت می‌کند.

مجله تایم در بررسی سال ۱۹۵۳ خود از این رمان، آن را به درستی «داستانی بدون طرح اما با معنی» توصیف کرد و به نظر در مورد این کتاب این تعریف شایسته و کامل است.

4.6/5 (10)

امتیاز دهی

ارسال دیدگاه

کد *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.