زندگی نامه و معرفی آثار غلام حسین ساعدی

0
1803
غلام حسین ساعدی نویسنده ایرانی
غلام حسین ساعدی نویسنده ایرانی
زندگی نامه و معرفی آثار غلام حسین ساعدیReviewed by آیلار بهرامی on Oct 7Rating:

غلام حسین ساعدی متولد سیزدهم دی ماه ۱۳۱۴ در تبریز است.نویسنده خوش ذوقی که تنها پنجاه سال زندگی کرد،اما در تمام این مدت آثار فاخر و قابل توجهی را به ادبیات فارسی ارائه کرد.گوهر مراد دوست داشتنی در دوم آذر ۱۳۶۴ در پاریس زندگی را بدرود گفت.ساعدی از سال های دبیرستانش داستانهایش را در هفته نامه دانش آموز چاپ می کرد.در هفده سالگی مسئولیت انتشار روزنامه های فریاد ،صعود و جوانان آذربایجان به عهده گرفت.

این نویسنده خوش فکر در رشته پزشکی قبول شد و شاخه روان پزشکی را انتخاب کرد.دوران دانشجویی او مصادف بود با شروع فعالیت های سیاسی اش و همچنین آشنایی با روشنفکرانی چون صمد بهرنگی.ساعدی نیز از جمله نویسندگانی بود که نوشته هایش در مجله سخن به چاپ رسید.بعد از اتمام تحصیلاتش در رسته روان پزشکی در خیابان دلگشای تهران مطبی زد که علاوه بر ویزیت بیمارانش پاتوق روشنفکران آن زمان از جمله آل احمد و شاملو بود.شرافت ساعدی در همه شئونات تجلی داشت.حق ویزیتش تابعی شده بود از وضعیت مالی بیمارانش.

غلام حسین ساعدی علاوه بر داستان ید طولایی نیز در نمایشنامه داشته است.او به همراه اکبر رادی و بهرام بیضایی از جمله کسانی بودند که در دهه ۴۰ و ۵۰ نمایش را دگرگون کردند.از جمله نمایش نامه های ساعدی می توان به چوب به دست های ورزیل،بهترین بابای دنیا،آی با کلاه، آی بی کلاه و یام ها و زیر بام ها اشاره کرد.ساعدی آثارش را با نام مستعار گوهر مراد به چاپ می رساند.به گفته خودش روزی که در گورستانی در تبریز در حال قدم زدن بوده این اسم را بر روی سنگ قبر دختر جوانی می بیند و تصمیم میگرد با همین نام راه نویسندگی را ادامه دهد.ساعدی از پایه گذاران اصلی کانون نویسندگان ایران است.از برخی از آثار ساعدی فیلمهایی ساخته شده، گاو و دایره مینا را داریوش مهرجویی و در حضور دیگران را ناصر تقوایی کارگرانی کرده است.گاو که از بهترین فیلم های ایرانی است از مجموعه عزاداران بیل ساعدی بوده است.از عزاداران بیل که صحبت می کنیم به علاقه ساعدی به فضای روستایی و واکاوی شخصیت های ساکن روستاها پی می بریم.

کار انتشار مجله الفبا با غلام حسین ساعدی بود، او در سال ۵۳ در حین تک نگاری های شهرک های نوبنیاد توسط نیروهای ساواک دستگیر و ابتدا به زندان قزل قلعه و سپس به اوین منتقل شد.بعد از انقلاب نیز به تبعیدی نا خواسته دچار شد و برای همیشه ساکن پاریس شد.گوهر مراد همواره یاد وطنش را در سر داشت، در جایی گفته است مدام خواب کشورش را میبیند و مدام اسم کوچه و خیابان های کشورش را برای خود می گوید تا مبادا ایران به دست فراموشی سپرده شود.

شاملو در وصف حال غلام حسین ساعدی بعد از زندان می گوید: “آنچه از او زندان شاه را ترک گفت، جنازه نیم جانی بیش نبود. آن مرد با آن خلاقیت جوشانش پس از شکنجه‌های جسمی و بیشتر روحی زندان اوین، دیگر مطلقاً زندگی نکرد. آهسته آهسته در خود تپید و تپید تا مرد. وقتی درختی را در حال بالندگی اره می‌کنید، با این کار در نیروی بالندگی او دست نبرده‌اید، بلکه خیلی ساده او را کشته‌اید. ساعدی مسائل را درک می‌کرد و می‌کوشید عکس‌العمل نشان بدهد. اما دیگر نمی‌توانست. او را اره کرده بودند.”

غلام حسین ساعدی در دوم آذر ماه سال ۶۴ بر اثر خونریزی داخلی در بیمارستان سنت آنوان پاریس جانش را از دست داد و در گورستان پرلاشز همان شهر در نزدیکی آرامگاه صادق هدایت به خاک سپرده شد. ساعدی با وجود عمر کوتاهی که داشت در زمینه های بسیاری، اعم از نمایشنامه نویسی، تک نگاری، داستان، رمان و ترجمه فعالیت های زیادی داشت.می توان به مجموعه داستان های ترس و لرز، عزادارن بیل،گور و گهواره، واهمه های بی نام و نشان، آشفته حالان بیداربخت و شب نشینی باشکوه اشاره کرد.ایلخچی و اهل هوا از جمله تگ نگاری های وی است. برخی از رمان های وی نیز تاتار خندان، مقتل، غریبه در شهر و جای پنجه در هوا است که البته نا تمام ماند.

امتیاز دهی

ارسال دیدگاه

کد *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.