معرفی کتاب قوچ نوشته مهدی اسدزاده

0
2337
قوچ، نوشته‌ی مهدی اسدزاده
قوچ، نوشته‌ی مهدی اسدزاده
معرفی کتاب قوچ نوشته مهدی اسدزادهReviewed by حسین رحمتی‌‌زاده on Jun 15Rating:

سربازی وعاشقی، جور در نمی‌آید.

رمان «قوچ» نوشته مهدی اسدزاده شرح دو روز از زندگی سربازی است که قصد ندارد به پادگان برگردد. بعد از هفت سال هنوز درگیر یک ماجرای عشقی است، با خانواده‌اش مشکل دارد و هنوز نمی‌داند از زندگی چی می‌خواهد. تنها خواسته اش سه میلیون تومان پول است تا برای عروسی سمیرا_همان عشق هفت ساله_ تعدادی کتاب کمیاب و دسته دوم به عنوان هدیه بخرد. داستان از دید اول شخص است و انتخاب این زاویه دید تاثیر بسزایی در همذات پنداری خواننده با شخصیت دارد. داستان شروع خوبی دارد«اگر قرار بود همه قر و قضایای اون دو روز بشه یه رمانی فیلمی چیزی، باید از اون صحنه‌ای شروع می شد که …»این نوع بیان کنجکاوی خواننده را برمی‌انگیزد و باعث می‌شود کتاب را جدی بگیرد. دستش را از روی دسته صندلی بردارد و کتاب را بیاورد بالاتر تا حواسش به جایی خارج از کتاب پرت نشود. فضاسازی رمان به شکل مناسبی صورت گرفته و می شود گفت این رمان، رمانی شهری است که تصویر واقع گرایانه‌ای از کلانشهر تهران به خواننده می‌دهد. داستان از خیابان پیروزی شروع می‌شود. جایی که خانه‌ پدری راوی در آن است. از آنجا راوی به مکانهای مختلفی در تهران می رود. از دربند گرفته تا پایین‌ترین نقطه شهر. تصویری که نویسنده از این مناطق ارائه می‌دهد به دور از کلیشه و به واقعیت بسیار نزدیک است. طوری که اگر خواننده با مکان‌های ذکر شده ارتباطی داشته باشد انگار دارد آلبوم عکس محله اش را می بیند. راوی متعلق به طبقه‌ خاصی است. طبقه‌ای که هنوز محله و همسایه هایش را خوب می‌شناسد،از پدر خانواده حساب می‌برد و فقر کمابیش روی سرش سایه انداخته است. این را نه فقط از زبان عامیانه بلکه از فلاش بک‌هایی که به خوبی عمق شخصیت راوی را نشان می‌دهد می‌شود فهمید. زبان گیرا یکی از عواملی است که خواننده را پای کتاب نگه می‌دارد و باعث می‌شود مدام زیر قولش بزند که «ده صفحه دیگه میذارمش کنار.بعدن میام سراغش.»بخشی از روایت رمان در فلاش بک اتفاق می‌افتد. فلاش بک‌ها حامل اتفاقات ناگواری است. تصادف و مرگ برادرش حسام. احساسات تلخ مادر بعد از آن اتفاق و بغض و کینه ای که نسبت به پدر دارد و در آخر خاطراتش با سمیرا. در طول داستان بی‌خوابی و شاید شرایط سختی که راوی در آن است باعث می‌شود تصمیمات احساسی زیادی بگیرد. اماعجولانه‌ترین یا شاید بدترینش منجر به گلاویز شدنش با داماد یا شوهر سمیراست آن هم وقتی است که دارد عروس را از آرایشگاه به ماشین عروس بدرقه می کند که البته با توجه به شخصیت پردازی راوی خیلی هم غیر قابل پیش بینی نیست. اما این طور به نظر می رسد که نویسنده می توانست پایان بندی بهتری را برای داستان در نظر بگیرد.در مجموع رمان«قوچ» رمانی کم حجم و خوش‌خوان و گیراست که می‌تواند برای مدتی خواننده را توی تهران بگرداند و تلخی زندگی یک سرباز فراری عاشق بی خواب را نشان دهد.

منبع: روزنامه فرهیختگان

3/5 (3)

امتیاز دهی

ارسال دیدگاه

کد *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.