پاندورا – معرفی کتاب پاندورا نوشته لیلا رعیت –

0
129
معرفی کتاب پاندورا نوشته لیلا رعیت توسط نویسنده
معرفی کتاب پاندورا نوشته لیلا رعیت توسط نویسنده
پاندورا - معرفی کتاب پاندورا نوشته لیلا رعیت -Reviewed by لیلا رعیت on Aug 31Rating: 4.5پاندورا - معرفی کتاب پاندورا نوشته لیلا رعیت -پاندورا رمانی عاشقانه است با زیربنای روانشناسی – اجتماعی. رمانی که به ریشه دواندن مسائل دوران کودکی در وجود افراد و تاثیرگذاری‏اش در زندگی می‌‏پردازد.

پاندورا رمانی عاشقانه است با زیربنای روانشناسی – اجتماعی. رمانی که به ریشه دواندن مسائل دوران کودکی در وجود افراد و تاثیرگذاری‏اش در زندگی می‌‏پردازد.
داستان راجع به دکتر روانشناسی است جوان و مجرد به نام رامین صبوری، نمونه یک انسان تحصیل‌کرده و موفق ازلحاظ مادی و موقعیت اجتماعی، مطلوب همه، اما از درون ویران. رامین خود روانشناسی بسیارتوانمند و حاذق برای درمان دیگران است، هرروز تعداد زیادی مراجع می‌‏پذیرد و عده‏‌ای را هیپنوتیزم، شوک ‏درمانی و گروه درمانی می‏‌کند، اما در درمان ابتدایی‌‏ترین مشکلات خود درمانده است.
پشت جلد کتاب متنی نوشته شده که به عاشقانه بودن رمان اشاره دارد:
در معمای لاینحل عشق گرفتار مانده‏‌ام. تو محبوب و مطلوبی، پیچیده در بلا و بدبختی. عاشقانه می‌‏خواهمت، تاب دوری‏‌ات را ندارم، اما مشکلاتت را چه کنم؟ نمی‌‏خواهم وصال محال شود. حتی اگر تقدیر برای من و تو خواب شیشه و سنگ را دیده باشد، بازهم می‏‌خواهمت. تقدیر را برهم می‏‌ریزم، به خاطر تو، به خاطر خودم، به خاطر عشقی که نیمه‌‏کاره ماند.
پاندورا نشان می‌‏دهد زندگی که برپایه کینه شکل گرفته‎باشد همچون برجی که نخستین خشت آن کج باشد، تا ثریا هم به کجی می‏‌رود. رامین در رشد مادی و علمی چیزی کم ندارد، اما چون دوران کودکی‌‏اش را در فقر گذرانده و عمری کینه ثروتمندان را داشته، بنای زندگی‏‌اش را برپایه انتقام از اغنیاء گذرانده و حال، سال‌هاست اسیر عشقی نافرجام شده. عشق به شخصی که نیست، و عامل نبودنش خود اوست.
داستان در یک بیمارستان روانی شروع می‌‏شود. رامین وسط یک جلسه گروه درمانی است، و ناگهان متوجه می‌‏شود میان افراد افسرده گروه، فردی نشسته که سال‌هاست سرگذشت او را به دنبال خود کشانده.
“از درون آن پارچه‌‏های سیاه و خاکستری، صدایی زنانه و گرفته آمد که: «الان نمی‏‌تونم… .»
صدا عجیب و می‌خکوب‏کننده بود. برای لحظه‌‏ای خواستم ببینم این صدا تا چه اندازه برایم آشناست و آیا صاحبش را می‌‏شناسم یا نه که…… ”
رامین که سال‌ها به دنبال معشوق خود بوده، اکنون او را بیمار و درهم‏شکسته می‏‌بیند زیر دست خود. باید او را شوک درمانی کند، معشوقی که مقصر بیماری‌‏اش خود رامین است و تا نهایت گم شده در دریای نفرت. این پاسخ یک عمر کینه‌‏ورزی خود رامین است، و اکنون پشیمان است همچون قاتلی که تازه پس از کشتار درمی‏‌یابد مقتول همان معشوقش است، اما دیگر راهی نمانده برای بازگشت.
بخش اصلی رمان پاندورا در دو منطقه اتفاق می‌‏افتد. بیمارستان روانی شمال شهر و پرورشگاه دخترانه واقع در جنوب شهر. رامین بارها بعد از اتمام کار روزانه سوار بر ماشین آخرین مدلش از گران‏ترین محله تهران راه می‌‏افتد و ظرف کمتر از یک ساعت می‏‌رسد به محله‌‏ای فقیرنشین و قدیمی، خانه‏‌ای آجری که پشت درش یک مشت پسر کله تراشیده با شلوارهای گل و گشاد مشغول بازی با توپ پلاستیکی‌‏اند. خانه‌‏ای با حیاط کف موزاییک و ساختمانی فرش ‏شده با موکت قدیمی و رنگ و رورفته؛ جایی که زندگی با چهره‌‏ای سراسر عشق و شور و نشاط در جریان است.
در رمان عاشقانه پاندورا از هیپنوتیزم گفته‏‌می‌‏شود. رامین بخشی از اسرار را ازطریق هیپنوت کردن بیمار خود درمی‏‌یابد، اما نیمه دیگر اسرار با گذشت زمان و با چیده‏‌شدن کامل قطعات پازل رو می‌‏شود.
پاندورا با نویسندگی لیلا رعیت در ۳۵۲ صفحه توسط انتشارات نسل نواندیش به قیمت ۵۹۹۰۰ تومان به چاپ رسید.

5/5 (1)

امتیاز دهی

ارسال دیدگاه

کد *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.