معرفی کتاب چرا من مسیحی نیستم نوشته برتراند راسل

1
3023
چرا من مسیحی نیستم، نوشته‌ی برتراند راسل
چرا من مسیحی نیستم، نوشته‌ی برتراند راسل
معرفی کتاب چرا من مسیحی نیستم نوشته برتراند راسلReviewed by امیر سلطان‌زاده on Apr 22Rating:

برتراند راسل به عنوان یکی از مشهورترین فلاسفه بریتانیا در قرن بیستم شناخته می شود. شهرت وی بیش از دلایل فلسفی، به گستره فعالیت‌های سیاسی وصلح طلبانه و اجتماعی وی مربوط است. راسل عمری طولانی داشت و بیش از ۹۷ سال زندگی کرد. او طی این سال‌ها علاوه بر مواجهه مستقیم با جنگ جهانی دوم، تاثیرات باقیمانده جنگ جهانی اول در اروپا را نیز درک کرد. انقلاب اکتبر شوروی دیگر واقعه‌ای بود که بر تفکرات او موثر بود. انتقادات راسل بر نظام کمونیستی در کنار نقدهایش بر سرمایه داری، نشان از بی طرفی سیاسی وی دارد. در حالی که حکومت شوروی برخی از نقدهای وی را می پذیرد و چگوارا در نوشته ای به فکر درخواست از راسل برای راه اندازی کمپینی در حمایت از جنبش بولیوی است، وی بارها در سخنرانی‌هایش نظام سرمایه داری و استعمار نشات گرفته از آن را به باد انتقاد می‌گیرد. این را در کنار نقدهای صریح و بی پرده وی بر کمونیسم قرار دهید.او به خاطر فعالیت‌های ضد جنگ حتی طعم زندان را نیز چشید. وی به عنوان یک استاد سرشناس در دانشگاههای مختلف تلاش کرد با نوشتن کتاب‌های بسیار نظرات و ایده‌های خود را بیان کند. سنت آزادیخواهی نشات گرفته از ساختار آکادمیک، در بیان اجتماعی وی نیز کاملا مشهود است. راسل برای فهم بهتر انقلاب اکتبر و فرهنگ شرق به شوروی و چین سفر کرد. وی درک مستقیم از محیط و مطالعات میدانی را بر مطالعه صرف کتابخانه‌ای، ترجیح می‌داد. عملکرد وی نیزدقیقا مانند تفکر فلسفی او مبتنی بر تجربه بود. شاید حقیقتا تجربه گرایی را بتوان در او جستجو کرد. راسل پیش از «مازلو» و ابتکارش در مورد هرم نیازمندی‌ها، این نیازها را با همان ترتیب بیان کرده است. این موضوع در همین کتاب نیز مشهوداست. تاکید راسل به اخلاق گرایی از نکات برجسته کتاب است. راسل به شدت به دنبال ساخت و توجیه یک اخلاق علمی بر پایه روانشناسی است. اینکه اگر امروز زندگی می کرد آیا باز هم به نظراتش مبنی بر اخلاق علمی پایبند بود یا خیر، مقوله دیگری است. او با اینکه خود را مسیحی نمی‌دانست به لحاظ رعایت اصول اخلاقی شهره بود. به حدی که حتی کاپلستون در چند قسمت از مناظره به رعایت اخلاق توسط راسل اذعان می کند.
راسل همچنان در نوشته هایش معتقد بود رسوبات قرون وسطی در ذهن سیاستمداران اروپایی باقی مانده است. وی دین را به عنوان ابزاری در دست اهالی قدرت در دوران قرون وسطی می دید تا منویات توسعه طلبانه و جنگسالارانه خود را توجیه کنند. او بارها با ارجاع به قرون وسطی و پاپ آنها را نقد می کند. اینکه مردمی در فقر هستند و پاپ در ثروت. اینکه دستور لشکرکشی برای جنگ های صلیبی و کشتن میلیون‌ها انسان توسط کسی صادر می شود که مدعی صدارت دین عشق است. او در قسمتی از همین کتاب رفتار خلفای اسلامی با مسیحیان و یهودیان را بسیار بهتر از رفتار پاپ با مسلمانان می‌داند. وی تلاش کلیسا برای سیطره بر تفکر مردم اروپا و ترویج جهل را به شدت محکوم می کند. تقابل کلیسا با علم نیز از دیگر قسمت‌های مورد انتقاد اوست.

 

راسل در زمانی زندگی می‌کرد که همچنان برخی اندیشه های قرون وسطی درذهن سیاستمداران باقی مانده بود. کلیسا هم تلاشی برای حل خونریزی ها نمی‌کرد. هر کلیسایی به سمت یک قدرت اروپایی خیز برداشته بود. در این شرایط راسل که گویا از رفتار پسارنسانسی راضی نیست و معتقد است همچنان نفوذ خطرناک کلیسا باعث این خونریزی‌هاست، دست به نقد بی پرده کلیسا زد.وی مسیحیت معرفی شده توسط کلیسا را به نقد می کشد. وی مفاهیم اخلاقی که توسط کلیسا تبلیغ می‌شد را نگران کننده می‌داند و این کار را با آموزش مدرن در تقابل می‌بیند.نام این کتاب از عنوان مقاله‌ای با نام «چرا مسیحی نیستم » در سال ۱۹۲۷ منتشر گردید گرفته شده است. اما کل کتاب مجموعه‌ای از چند مقاله و سخنرانی و مناظره است که در سال ۱۹۵۷ توسط پروفسور پل ادواردز جمع آوری شد. این کتاب زیر نظر خود برتراند راسل گردآوری و به تایید خود وی نیز رسیده است. در قسمتی از کتاب به مناظره راسل و فردریک کاپلستون پرداخته شده است. این مناظره قبلا توسط نجف دریابندری به شیوایی ترجمه شده بود. با این حال حسب رعایت ساختار کتاب، بنده موظف به ترجمه آن بودم. در قسمت‌هایی از کتاب به منظور درک بهتر مخاطب فارسی زبان تغییراتی در ساختار جمله انجام شده که دقت شده تا رعایت امانت دقیقا صورت گیرد.

 

امید بر آن است تا این کتاب به مانند کتاب‌های پیشین، بتواند نقش موثری در شناخت برتراند راسل ایفا کند. من سعی در تایید یا تکذیب نظرات وی ندارم. تنها تلاش کردم بدون ذره‌ای کم و کاست عینا سخنان وی را منتقل کنم. این کتاب می‌تواند برای درک تاریخی بهتر مسیحیت و عوارض اعتقادی آن بر اخلاق پسا قرون وسطایی موثر باشد.در اینجا لازم به ذکر است که مخاطب نباید فراموش کند که این کتاب را باید به صورت انتقادی مطالعه کند و شرایط تاریخی انتشار کتاب را نیز در نظر بگیرد. در انتها از تمامی اساتید و دوستداران دانش و فلسفه دعوت می‌کنم تا انتقادهای سازنده خود را دریغ نکنند. یقینا هر تلاشی به این شکل، دارای نواقصی است. این نقدها قطعا می‌تواند منجر به انگیزه و تلاش بیشتر در آینده شود.
4.75/5 (4)

امتیاز دهی

یک دیدگاه

  1. این کتاب عالیه. حتما باید خونده بشه. کلا بعد خوندنش مسیر زندگیم عوض شد. ترجمه ساده و روان و مطالب بسیاری که باعث شد همه سوالاتم و پاسخ بده و به بسیاری از چیزهایی که تا حالا تعصب داشتم شک کنم.

ارسال دیدگاه

کد *