معرفی کتاب ژرمینال نوشته امیل زولا

0
3517
رمان ژرمینال نوشته امیل زولا
رمان ژرمینال نوشته امیل زولا
معرفی کتاب ژرمینال نوشته امیل زولاReviewed by گروه مترجمین کتابیسم on Oct 21Rating:

ژرمینال اثر به یاد ماندنی امیل زولا در سال ۱۸۸۵ منتشر شد: همان سالی که فروید برای مطالعه هیستری به پاریس رفت و دی اچ لارنس پسر یک معدنچی ساده،  متولد شد. از نظر روانشناسی، اجتماعی و سیاسی ژرمینال یک داستان پیشگام در دهه ۱۸۶۰ است که در جامعه معدنی در شمال فرانسه می گذرد. این داستان سیزدهمین رمان زولا از مجموعه ۲۰ جلدی Rougon-Macquart بود که در مورد آن نوشته شده بود: تاریخ طبیعی و اجتماعی یک خانواده تحت امپراطوری دوم. رمان به صورت گسسته است اما روابط خونی بین شخصیت های اصلی وجود دارد، زولا آن ها را در نظر گرفته و با کنار هم چیدن این تکه ها، تصویری پانوراما از زندگی در حکومت ناپلئون سوم ارائه داده است. ژرمینال مجموعه ای است از فریادهای بی انتها در اعتراض به ظلم و ستم و در مقابل بدبختی مردم فقیری که هرگز زمین را به ارث نمی برند. بعد از تحقیقات گسترده و سفری به معادن در حال کارDenain  در  Valenciennes، زولا ژرمینال را در ده ماه دیوانه وار از آوریل ۱۸۸۴ تا ژانویه ۱۸۸۵ نوشت. بهار همان سال کتاب کامل، حاضر شد و به صورت شورانگیزی مورد استقبال قرار گرفت.

کلمه ژرمینال به ماه هفتم (اواخر ماه مارس تا اوایل آوریل) تقویم انقلابی که فرانسه از ۱۷۹۳ تا ۱۸۰۵ انتخاب کرده بود، اشاره دارد. از همان ابتدا ژرمینال یک ماه دراماتیک بود: در سال دوم دو جناح انقلابی (the Hébertists  و  Dantonists) در ژرمینال گردن زده شدند و در سال سوم؛ گرسنگان پاریسی به کنوانسیون ملی یورش بردند.

زولا در جریان سرکوب بخشی از پاریس در آن جا بود و با جمهوری خواهان همدردی می کرد و اعتصاب معدنچیان در سال ۱۸۶۹ و در مناطق La Ricamarie  و Aubin در سال ۱۸۸۴ الهام بخش او برای تمرکز بر روی داستان انقلابی ژرمینال بود. با وجود این، داستان زولا رساله خسته کننده ای در مورد انقلاب یا تئوری های سوسیالیستی نیست. در عوض ما شخصیت اتین لانتیر در سفرش  میان جوامع کارگری را دنبال می کنیم که برایش مواجه رو در رو با خشونت و نا امیدی را به همراه می آورد ولی این ها باعث از دست دادن ایمانش به دنیایی بهتر نمی شود.

زمین، خود قدرتمندترین شخصیت در ژرمینال است. حتی بزرگتر از معدن حریص و جانور شرارت که بی رحمانه گوشت انسان ها را تباه می کند، زمین  هم زیبا و هم وحشتناک است. زولا آن را چنین توصیف می کند: «نا مادری شریری که در حالتی از جنون و دیوانگی، گستاخانه فرزندان خود را به طور تصادفی قتل عام می کند.»

اتین نمونه خوبی از یک طبیعت گراست که نمی تواند از اصل و نسب خود فرار کند. پدرش یک فرد الکلی است و تعجبی ندارد وقتی متوجه می شویم که اتین نیز یک الکلی است. البته از این موضوع که اصل و ریشه ای مست دارد آگاه است و این را همچون یک بیماری می‌داند. تصویر زولا از اتین و به طور خاص از اعتیادش به الکل، علاقه نویسندگان طبیعت گرا به ذات و اصل انسان‌ها را نشان می‌دهد و اینکه هر شخصی نه تنها چهره خود را از پدر و مادر خود به ارث می‌برد بلکه خصوصیات شخصیتی آنها را نیز دریافت می‌کند.

خواندن رمان نویسنده‌ای طبیعت گرا ممکن است خواننده را دچار بحران هویتی کوتاه مدت نماید اما مطالعه یکی از آثار برجسته زولا و یکی از رمان‌های کلاسیک فرانسوی خالی از لطف نیست و به پذیرفتن این خطر می‌ارزد.

5/5 (1)

امتیاز دهی

ارسال دیدگاه

کد *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.