معرفی کتاب جنایت و مکافات نوشته فئودور داستایوسکی

نوشته فئودور داستایوسکی

1
5344
رمان جنایت و مکافات نوشته فئودور داستایوسکی
رمان جنایت و مکافات نوشته فئودور داستایوسکی
معرفی کتاب جنایت و مکافات نوشته فئودور داستایوسکیReviewed by محمدهادی علیپورمطلق on Aug 2Rating:

جنایت و مکافات رمان نویسنده روس، فئودور داستایوسکی می‌باشد. وی کار نوشتن این کتاب را پس از اتمام تبعیدش در سیبری آغاز نمود. این رمان اولین بار به صورت سریالی و در دوازده قسمت (طی سال ۱۸۶۶)، در روزنامه پیام‌آور روسیه منتشر شد. جنایت و مکافات همچنین به عنوان اولین رمان دوران بلوغ داستایوفسکی شناخته می‌شود.
در زمان نوشتن جنایت و مکافات زندگی داستایوسکی با مشکلات و فراز و نشیب‌های فراوانی همراه بوده که دست‌نوشته‌های وی نیز از این قاعده مستثنی نبودند و در طول مدت زمان نگارش به دفعات تغییر کرده‌اند تا در نهایت در سال ۱۸۶۶ به شکلی که امروزه در نسخه‌های اصلی می‌توان یافت منتشر شد.
پس از بازگشت از تبعید داستایوسکی علی‌رغم تنگدستی سرپرستی خانواده برادر تازه فوت شده خود را عهده دار شد و از لحاظ مالی به شدت در مضیقه قرار گرفت. از طرفی دیگر به دلایل سیاسی و پیشینه‌ وی هیچ یک از ناشران با عقد قرارداد برای طرح اولیه وی در خصوص کتاب جنایت و مکافات موافقت نکردند و در نهایت وی مجبور شد که علی‌رغم میل باطنی ایده خود را با کاتکوف (مدیر مسئول روزنامه پیام‌آور روسیه در آن زمان) مطرح کند. در نهایت کاتکوف با طرح وی موافقت می‌کند و داستایوسکی کار نوشتن کتاب را آغاز می‌نماید.
پس از انتشار جنایت و مکافات دست‌نوشته‌هایی از داستایوسکی یافته‌شد که جریان داستان در آنها به کلی با نسخه نهایی تفاوت داشت، ناشران با مطالعه و جمع‌آوری این نوشته‌ها توانستند تا دو ویرایش‌ متفاوت از نسخه نهایی را منتشر کنند. در ویرایشی که به نام ویرایش وایزبدن (Wiesbaden) به چاپ رسیده داستایوسکی در تلاش بوده تا داستان را از زبان یک راوی اول‌شخص و راویان متعدد سوم‌شخص روایت کند (وی به عنوان مبدع این شیبوه شناخته می‌شود). در ویرایش بعدی که به نام ویرایش پترز بورگ شناخته می‌شود داستایوسکی بیشتر به جنبه روانشناسی داستان پرداخته و افکار درونی شخصیت اصلی داستان را پس از ارتکاب قتل به صورت یادداشت‌های مربوط به دفتر خاطرات و روزنامه‌نگاری بیان نموده.
لیکن ظاهرا هیچکدام از دو نگارش مذکور از جنایت و مکافات مورد پسند داستایوسکی نبوده و در نهایت وی تصمیم‌گرفته تا کتاب را به صورت سوم‌شخص روایت کند. داستایوسکی تصمیم بازنویسی کتاب را تقریبا دو ماه قبل از انتشار نسخه نهایی می‌گیرد، و با سوزاندن نسخه‌ قبلی کار نوشتن رمان را از نو آغاز می‌کند.

تصویر جلد کتاب جنایت و مکافات، که در سال 1956 توسط انتشارات رندوم هاوس منتشر شده است
تصویر جلد کتاب جنایت و مکافات، که در سال ۱۹۵۶ توسط انتشارات رندوم هاوس منتشر شده است

خلاصه داستان

داستان اصلی جنایت و مکافات در رابطه با رادیون رومانویچ راسکلنیکف است که برای بدست آوردن پول مرکتب جنایت می‌شود. آلیونا ایوانونا نام پیرزنی بود در نزدیکی خانه راکلنیکف یک مغازه امانت فروشی داشت و به همراه خواهرش (لیزاوتا ایوانونا) در آنجا زندگی می‌کرد. راسکلنیکف از این پیرزن متنفر بود و نقشه کشتن او را در ذهن خود می‌پروراند.
یک روز راسکلنیکف خبردار شد که پیرزن فردا در خانه تنها خواهد بود و تصمیم گرفت تا نقشه خود را عملی کند. صبح روز بعد با یک تبر (که می‌خواست به عنوان امانت نزد پیرزن بگذارد) به خانه وی رفت و او را به قتل رساند و سپس تلاش کرد تا وسایل با ارزش و پول‌ها را جمع‌آوری کند. در همین هنگام وی متوجه می‌شود که خواهر پیرزن نیز در خانه حضور دارد و به خاطر ترس از دستگیر شدن و لو رفتن، راسکلنیکف خواهر پیرزن را نیز به قتل می‌رساند و سراسیمه به خانه خود می‌رود.
پس از این ماجرا رادیون راسکلنیکف مجبور می‌شود که به دفعات در دفتر پلیس حاضر شود و در هر بار از خود رفتارهایی مشکوک نشان می‌دهد، که پلیس را علی‌رغم نداشتن شواهد به وی مظنون می‌کند. اولین حضور وی در دفتر پلیس دقیقا روز بعد از قتل است، و مأموران پلیس به خاطر شکایت صاحب‌خانه‌اش (به خاطر عقب افتادن اجاره‌ بها) به درب منزل وی می‌آیند. که البته وی قبل از گشودن درب به روی پلیس بسیار وحشت می‌کند.
لیکن این تمام ماجرا نیست و راسکلنیکف تقریبا با تمامی شخصیت‌های داستان به مشکل برمی‌خورد و رفتارهای غیرمعمولی از خود نشان می‌دهد. و این کار وی باعث می‌شود تا در روند داستان افراد زیادی از جنایت وی مطلع شوند. وی همچنین به دلیل عذاب وجدان که پس از قتل به سراغش آمده بود و عشقی که نسبت به سوفیا سمیونویچ حس می‌کرده جنایتی که مرتکب شده را به وی اعتراف می‌کند.
در نهایت اصرارهای سوفیا و عذاب وجدان و همچنین قول پلیس برای کاهش مجازات در صورت اعتراف باعث می‌شود تا راسکلنیکف به جرم خود اعتراف کند و دادگاه نیز به جای حکم اعدام، وی را به ۸ سال حبس در شرایط سخت و در زندان سیبری محکوم می‌کند. راسکلنیکف خود را در مدتی که در زندان بوده از لحاظ روحی بازسازی می‌کند. وی بهبود خود را مدیون محبت‌های سوفیا می‌باشد، که به خاطر او به سیبری کوچ کرده بود و سعی می‌کرد تا هر هفته وی را ملاقات کند.

4.75/5 (12)

امتیاز دهی

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

کد *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.