آنا کارنینا نام رمان جاودانه لئو تولستوی نویسنده روسی قرن نوزدهم می‌باشد. از آنجایی که علی‌رغم تحسین منتقدان از کتاب جنگ و صلح، به عقیده خود نویسنده این کتاب «بیشتر به شرح وقایع تاریخی می‌ماند تا رمان»، می‌توان آنا کارنینا را اولین رمان وی در نظر گرفت.

آنا کارنینا به معنای واقعی کلمه یک شاهکار ادبی به حساب می‌آید و در نظر بزرگان ادبیات از جمله، داستایوسکی، ولادیمیر ناباکوف، ویلیام فالکنر، و نظر سنجی‌های مجله تایم در سال ۲۰۰۷ (که برگرفته از نظرات ۱۲۵ نویسنده بزرگ دنیا می‌باشد)، این کتاب بدون هیچ رقیبی، برترین کتاب تمام دوران انتخاب شده است.

همانند کتاب‌های جنگ و صلح، و جنایت و مکافات، آنا کارنینا نیز قبل از انتشار به صورت یکپارچه، در روزنامه پیام‌آور روسیه به صورت سریالی (مابین سال‌های ۱۸۷۵ لغایت ۱۸۷۷) به چاپ رسید. همانند داستایوسکی، تولستوی نیز با افکار سیاسی مدیر مسئول این روزنامه (کاتکوف) موافق نبود و این اختلاف باعث شد که روزنامه پیام‌آور آخرین قسمت داستان آنا کارنینا را چاپ نکند و علاقه‌مندان مجبور شدند تا زمان انتشار کتاب اصلی در سال ۱۸۷۸ برای خواندن قسمت پایانی کتاب منتظر بمانند.

آنا کارنینا و لوین نام دو شخصیت اصلی داستان می‌باشند و داستان زندگانی آنها به صورت موازی در طول کتاب نقل می‌شود. برای روایت جریانات زندگی این دو و ارتباط آنها با سایر اشخاص، تولستوی همانند بسیاری از نویسندگان کلاسیک از شیوه سوم شخص دانای کل استفاده نموده است. این کتاب در هشت بخش نوشته شده است که در ادامه مختصری از داستان کلی ارائه خواهد شد.

خانواده‌های شاد همانند یکدیگرند، در حالی که هر خانواده غمگینی دلایل متفاوتی برای غمگین بودن دارند.

خلاصه داستان آنا کارنینا

در ابتدای داستان آنا کارنینا، به قصد برقراری آشتی میان استیوا (برادر آنا) و دُلی (همسر استیوا) با قطار از سن پترزبورگ به مسکو می‌رود. وی در این سفر با کنتس ورونسکایا همسفر بود. در ایستگاه قطار مسکو استیوا و ورونسکی (پسر کنتس) به استقبال آن دو آمدند و در همان دیدار اولیه ورونسکی عاشق آنا کارنینا می‌شود.

آنا کارنینا پس از ملاقات با دُلی وی را متقاعد می‌کند که برادرش را ببخشد. و پس از آن با کیتی (خواهر دُلی) که به تازگی هجده‌ساله شده بود و برای شرکت در جشن به مسکو آمده بود آشنا شد. از طرفی لوین (دوست استیوا) نیز برای شرکت در این جشن و همچنین خواستگاری از کیتی به مسکو آمده بود.

در شب جشن لوین از کیتی درخواست ازدواج می‌کند، اما کیتی که دلخوش به دوستی قدیمی با ورونسکایا، منتظر پیشنهاد ازدواج از سمت وی بود، به لوین پاسخ منفی می‌دهد. لیکن حضور آنا کارنینا در جشن روند داستان را عوض می‌کند و ورونسکی که تا قبل از ملاقات وی تصمیم به ازدواج با کیتی را داشت، عاشق آنا می‌شود. لوین پس از شنیدن پاسخ کیتی بسیار افسرده می‌شود و به ویلای خود که در خارج از شهر بود می‌رود. همچنین کیتی نیز از رفتار ورونسکی در شب جشن متوجه علاقه وی به آنا کارنینا می‌شود و از این اتفاق و تصمیم عجولانه خود در رد کردن پیشنهاد لوین بسیار دلشکسته می‌شود. ورونسکی به همراه آنا کارنینا فردای آن روز سوار قطار سن پتربورگ می‌شوند در هنگام سفر، ورونسکی با وجود آگاهی از متأهل بودن آنا، علاقه خود را به وی بازگو می‌کند.

در ادامه داستان کیتی برای رهایی از افسردگی به همراه مادرش به آلمان می‌رود و لوین نیز برای رهایی از افکار آزاردهنده‌اش، در اراضی خود مشغول به ساختن محوطه‌ای جدید می‌شود. لیکن در طرف دیگر ماجرا ابراز عشق ورونسکی و پافشاری او در این باره باعث می‌شود که آنا کارنینا هم رفته رفته به او علاقه مند شده و عشق بورزد.

با گذشت زمان رابطه میان آنا کارنینا و ورونسکی عمیق‌تر می‌شود، به طوری که زمزمه‌های رابطه این دو در محافل مختلف بر سر زبان‌ها می‌افتد و کارنین (شوهر آنا کارنینا) با اطلاع یافتن از این گفته‌هاف از آنا به جد می‌خواهد که هرچه سریع‌تر رابطه خود را به پایان برساند. ولی با عدم توجه آنا روبرو می‌شود و برای طلاق گرفتن از یک وکیل مشاوره می‌گیرد. پس از مشورت با وکیل کارنین برای یافتن مدرکی دال بر وجود رابطه میان آنا و ورونسکی تلاش می‌کند.

آنا کارنینا در همین حین فرزند دوم خود (دختر ورونسکی) را به دنیا می‌آورد، و در حین وضع حمل بسیار ضعیف شده و با تلاش فراوان دکتر از مرگ نجات می‌یابد. کارنین پس از این واقعه از برملا کردن رابطه پنهانی همسرش منصرف می‌شود. اما آنا بدون گرفتن طلاق رابطه خود را با ورونسکی ادامه می‌دهد.

با پیش رفتن داستان رابطه میان ورونسکی و آنا رو به سردی می‌رود، و جامعه و دوستان آنا وی را طرد می‌کنند. تمام این وقایع رفته رفته روحیه وی را تخریب می‌کند و در نهایت آنا کارنینا برای خلاصی از فشار جامعه و افکار خود تصمیم به خود کشی می‌گیرد و با رفتن به ایستگاه راه‌آهن خود را به زیر قطار می‌اندازد.

در طرف دیگر داستان لوین مجددا از کیتی خواستگاری می‌کند، و آن دو با یکدیگر ازدواج کرده و صاحب فرزند می‌شوند. عشق میان لوین و کیتی با فراز و نشیب‌های فراوانی همراه است لیکن با گذشت زمان و بروز حوادث مختلف این زوج شناخت بهتری از یکدیگر پیدا کرده و بیش از پیش عاشق یکدیگر می‌شوند.

پس‌زمینه‌های رمان آنا کارنینا

مفاهیم اصلی که در این رمان به چشم‌می‌آید عبارتند از دو رویی، حسادت، بی‌وفایی، خانواده، ازدواج، جامعه، عشق و ارتباط می‌باشد. همچنین به عقیده روزماری ادموندز (مترجم کتاب به انگلیسی) یکی از پیام‌های اصلی که رمان قصد انتقال آن را دارد این است که هیچ کس نمی‌تواند بر خوشبختی خود را با آزردن دیگران بسازد.

علاوه بر مفاهیم اشاره شده، لئو تولستوی در این کتاب سعی کرده تا تحولات اجتماعی، سیاسی حاکم بر زمان خود را توصیف کند (روسیه در دوره به قدرت رسیدن الکساندر دوم در سال ۱۸۶۱ شاهد تغییرات و اصلاحات بسیاری در بخش های سیاسی، ارتشی، قضائی و فرهنگی شد). از طرف دیگر نویسنده سعی کرده تا حوادث دنیای واقعی زمان خود را در جریان داستان روایت کند و از این طریق کاستی‌‌های اجتماعی و سیاسی زمان خود را نمایان سازد. که از آن جمله می‌توان به نقش طبقه کشاورز در روسیه، تحولات در نظام آموزشی و حقوق زنان اشاره کرد.

علاوه بر این، طبق نظر کارشناسان امر روحیات و شخصیت‌ لوین الهام گرفته از افکار و عقاید خود تولستوی است و در واقع وی در با نگارش این رمان به نوعی سعی کرده تا بخشی از زندگی‌نامه خود را روایت کند. و نکته نهایی که در رابطه با این رمان می‌توان گفت نحوه نگارش آن است که به شیوه جریان سیال ذهن نوشته شده و می‌توان گفت که رمان آنا کارنینا یکی از اولین رمان‌هایی است که با این شیوه نگارش گردیده است.

4.79/5 (33)

امتیاز دهی

2 دیدگاه

  1. سلام خسته نباشید
    در زبان روسی “ورونسکایا” اسم مونث است و شما آن را اشتباها به جای “ورونسکی” مرقوم فرموده‌اید.
    کنت الکساندر ورونسکی پسر کنتس ورونسکایا است.
    مثل “کارنینا” که تانیث شده “کارنین” است و یا “آبلونسکایا” که مونث “آبلونسکی” است.
    با تشکر

ارسال دیدگاه

کد *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.