معرفی کتاب همه نورهایی که ما قادر به دیدنش نیستیم نوشته آنتون دوئر

0
561
کتاب همه نورهایی که ما قادر به دیدنش نیستیم نوشته آنتونی دوئر
کتاب همه نورهایی که ما قادر به دیدنش نیستیم نوشته آنتونی دوئر
معرفی کتاب همه نورهایی که ما قادر به دیدنش نیستیم نوشته آنتون دوئرReviewed by محمدهادی علیپورمطلق on May 3Rating:

همه نورهایی که ما قادر به دیدنش نیستیم رمانی نوشته آنتونی دوئر می‌باشد که در سال ۲۰۱۴ منتشر گردید و خیلی زود بعنوان رمانی مطرح جای خود را میان دوستداران کتاب باز کرده و موفق به دریافت جایزه پولیتزر در بخش داستان در سال ۲۰۱۵ شد.

داستان کتاب در فرانسه اشغال شده توسط آلمان نازی در جنگ جهانی دوم جریان دارد و نویسنده به روایت ماجرای یک دختر نابینای فرانسوی و یک پسر آلمانی که مسیر زندگیشان باهم تلاقی می‌یابد پرداخته.

داستان همه نورهایی که ما قادر به دیدنش نیستیم در سال ۱۹۳۴آغاز می‌گردد وقتی ماریه لائوره دختر یک نگهبان موزه در ۶ سالگی پس از چشم‌دردهای سریع و پی در پی قدرت بینایی خود را از دست می‌دهد و پدر وی بخاطر زنده نگه داشتن علاقه به پیشرفت در وی انواع کتاب‌های به خط بریل را تهیه کرده و برای آشنایی او با محلات و آدرس‌های شهر، ماکت چوبی کوچکی از محله اطراف موزه را برایش درست می‌کند. موزه تاریخ طبیعی پاریس که در آن الماسی به نام دریای آتش که جواهری بسیار گرانبها بود نگهاری می‌شد.

در طرف دیگر داستان همه نورهایی که ما قادر به دیدنش نیستیم، ماجرای ورنر پفینگ ۸ ساله که به تازگی استعدادش در زمینه تعمیر وسایل الکترونیکی توسط خانواده‌اش کشف شده در جریان است که با گذشت زمان او به ارتش نازی می‌پیوندد و خود را متعهد به انجام وظایف محوله برای تحقق اهداف رهبرش می‌کند. لیکن یک حادثه منجر به تحول عمیق روحی در او می‌شود، وقتی که ورنر جسد بچه‌ای که گلوله‌ای جمجمه اش را سوراخ کرده و در دستش یک رادیو بود را در یک کمد دیواری پیدا می‌کند به یاد دوران بچگی خودش می‌افتد و از خدماتی که برای ارتش نازی انجام داده شرمسار می‌گردد.

قبل از اشغال فرانسه توسط نازی‌ها پدر ماریه مأمور به نگهداری از الماس گرانبها می‌گردد و دو الماس تقلبی مشابه اصل درست ساخته و نزد افرادی برای پنهان نمودن به امانت می‌گذارد. او الماس اصلی را در میان ماکتی که از محله اطراف موزه ساخته بود پنهان کرده و بهمراه دخترش به شهری مرزی در فرانسه نزد برادرش فرار می‌کند.

فرانسه به اشغال در می‌آید. ورنر و ماریه همدیگر را در اثر یک اتفاق ملاقات کرده و دلبسته می‌شوند، پفینگ برای نجات ماریه از دست ارتش تلاش می‌کند و او را به مکانی امن می‌فرستد، لیکن خودش در میدان مینی که به اشتباه وارد آن شده بود کشته می‌شود.

امتیاز دهی

ارسال دیدگاه

کد *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.