معرفی کتاب پنج نفری که در بهشت به ملاقاتت می‌آیند نوشته میچ آلبوم

0
3447
پنج نفری که در بهشت به ملاقاتت می‌آیند کتاب نوشته میچ آلبوم Five people you meet in heaven by Mitch albom
پنج نفری که در بهشت به ملاقاتت می‌آیند کتاب نوشته میچ آلبوم Five people you meet in heaven by Mitch albom
معرفی کتاب پنج نفری که در بهشت به ملاقاتت می‌آیند نوشته میچ آلبومReviewed by محمدهادی علیپورمطلق on Jul 4Rating:

انسان در زندگی با معماهای حل نشده بسیاری روبرو میشود و برخی از آنها برای همیشه بعنوان یک معما باقی مانده و هنگام مرور خاطرات دور و نزدیک، بیاد آوردن آنها علامت‌های سؤال را در ذهن پر رنگ می‌کند. میل به پی‌بردن به واقعیت، حس کنجکاوی و آگاه شدن همواره در وجود انسان می‌جوشد.
میچ آلبوم در کتاب مذهبی و فلسفی پنج نفری که در بهشت به ملاقاتت می‌آیند، سعی دارد که وجه دیگری از بهشت را به ما نشان دهد، هدیه‌ای که خدا به بندگانش می‌دهد به نام آگاهی از چراهای زندگی، و یافتن پاسخ‌هایی که در طول مدت زندگی دائماً ذهن فرد را مشغول به خود می‌نماید.
داستان این کتاب مربوط به پیرمردی است که در اثر یک حادثه در روز تولد خود می‌میرد. میچ وی را در راه بهشت با پنج شخص روبرو می‌دارد که هریک از آنها نقش مهمی در سرنوشت وی داشته‌ و یا او تأثیر مهمی بر زندگی آنها گذاشته.
هر ملاقات منجر به آگاه شدن شخص از بخشی از زندگیش و پاسخ دادن به سؤالاتی می‌گردد که در طول زندگانی همراه با وی بوده.
بهشت در کتاب آلبوم جایی است که انسان سبک‌بار می‌شود، هنگامی که درمی‌یابد که مبدأ اعمال افراد چه بوده، آنگاه آنها را می‌بخشد، هنگامی که ذهن آگاه گشته و کینه‌ها برطرف می‌شوند. رسیدن به بهشت آسان و ممکن می‌گردد.

شخصیت‌های داستان:
ادی (Eddie): پیرمرد مسئول نگهداری و مراقبت از وسائل شهربازی روبی پیِر (Ruby Pier). (شخصیت اصلی کتاب)
امی (Amy): دختر بچه‌ای که ادی به خاطر نجاتش جان خود را فدا کرد.

پنج نفری که در بهشت به ملاقاتت می‌آیند کتاب نوشته میچ آلبوم Five people you meet in heaven by Mitch albom
پنج نفری که در بهشت به ملاقاتت می‌آیند
کتاب نوشته میچ آلبوم
Five people you meet in heaven by Mitch albom

جوزف کورولچیک (Joseph Corvelzchik) “مرد آبی”: مردی که در زمان کودکی ادی در روبی پیِر کار می‌کرده. (نفر اول) او در یک تصادف که در زمان کودکی ادی رخ داده بود مُرد…. ملاقات با او به ادی آموخت که هیچ اتفاق تصادفی در زندگی وجود ندارد و تمامی اشخاص و رویدادها به نوعی با یکدیگر در ارتباط هستند.

کاپیتان: فرمانده یگانی که ادی عضو آن بود و در جنگ د فیلیپین اسیر شده بودند. (نفر دوم) کاپیتان فردی بود که با شلیک گلوله به پای ادی منجر به جراحت در زانو و لنگ زدن همیشگی او شده بود… ملاقات با او به ادی اهمیت اراده آدم‌ها برای بخشش و فدا کردن داشته‌هایشان هرچند کوچک یا بزرگ را یاد داد.
روبی (Ruby): او شخصی بود که شهر بازی را شوهرش برای او ساخته بود (روبی پیر) . روبی به ادی در رابطه با پدرش و دلایل رفتار تند او در طول زندگی توضیح داد و با روایت دلیل اصلی مرگ پدر ادی به او یاد داد که چگونه احساس خشم خود را نسبت به پدر کنار بگذارد.
مارگریت(Marguerite): زن مرحوم ادی فردی بود که وی او را در محله بعدی ملاقات کرد. و از او آموخت که عشق با مرگ پایان نمی‌پذیرد بلکه تنها شکل دیگری بخود می‌گیرد.
تلا (Tala): دختربچه‌ای بود که در آتشسوزی خانه که توسط ادی اتفاق افتاده بود سوخت. ادی به یاد آورد که هنگام آتشسوزی سایه او را در آتش دیده بود و خواسته بود تا نجاتش دهد اما … تلا برای ادی این نکته را روشن کرد که زندگی و مرگش بیهوده نبوده.شخصیت‌های دیگر کتاب عبارتند از: امیل (شوهر روبی و سازنده روبی پیر)، مادر ادی، پدر ادی، میکی شی دوست پدر ادی، دومنیکز همکار ادی در روبی پیر، ویلی که در روبی پیر کار می‌کرد و نیکی که یکی از مشتریان روبی پیر بود.
• بخاطر عمیق بودن روح انسان است، که تمامی زندگی‌ها به هم گره خوردند. مرگ تنها جان یک شخص را نمی‌گیرد، مگر اینکه شخص دیگری جان بدر ببرد و در میان فاصله کوتاهی که در گرفتن جان و جان بدر بردن است زندگانی‌ها تغییر می‌کند.
• تمامی زندگی‌ها (جان‌ها) یکدیگر را لمس می‌کنند و همه چیز به یکدیگر وصل است، و همه آنها در یک “زندگی بزرگ” با هم در آمیخته‌اند.

5/5 (4)

امتیاز دهی

ارسال دیدگاه

کد *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.