معرفی کتاب مرد نامرئی نوشته رالف الیسون

0
1890
مرد نامرئی، نوشته‌ی رالف الیسون
مرد نامرئی، نوشته‌ی رالف الیسون
معرفی کتاب مرد نامرئی نوشته رالف الیسونReviewed by محمدهادی علیپورمطلق on Dec 28Rating:

مرد نامرئی، رمانیه که تونسته جامعه زمان خودشو به چالش بکشه، همچنین رالف الیسون موفق شده که با نوشتن این کتاب برنده جایزه ملی کتاب داستانی سال ۱۹۵۳بشه. در سال ۱۹۹۸ هم این کتاب جزو ۱۰۰ کتاب برتر انگلیسی زبان قرن ۲۰ از نظر کتاب خانه مدرن که یکی از معتبرترین مراجع در زمینه معرفی کتاب‌های معتبر جهان هست قرار گرفته.

راوی خودشو به عنوان «مرد نامرئی» معرفی می‌کنه و اینطوری توضیح میده که نامرئی بودنش به خاطر تغییرات بیوشیمی یا فوق طبیعی نیست بلکه دلیل نامرئی بودن راوی عدم توجه مردم به دلیل سیاه‌پوست بودنشه، راوی آدمای دورو بر خودش رو  به افرادی تشبیه می‌کنه که توی خواب راه می‌رن در واقع این آدما بیدار نیستن و دارن خواب می‌بینن، خوابی که راوی توش حضور نداره و به همین خاطر هم توسط دیگران دیده نمی‌شه. او اینطور بیان می‌کنه که گرچه ممکنه که نامرئی بودن مزایایی رو برای وی بهمراه داشته اما مشکلاتش در مقابل این مزایا اصلا قابل مقایسه نیست به طوری که گاهی وقت‌‌ها خود راوی هم نسبت به وجود خودش شک می‌کنه و همچنین مجبور می‌شه تا دشواری‌های زیادی رو برای شناسوندن خودش و اثبات اینکه وجود داره تحمل کنه.

در ادامه داستان راوی در مورد حادثه‌ای سخن میگه که بعد از اون مجبور میشه خودشو بیشتر از جامعه مخفی کنه و رابطش رو با دنیای بیرون کمتر کنه، بعد از این حادثه علاقه اصلی راوی گوش دادن به آهنگ‌های لوئیس آرمسترانگ و کشیدن مواد مخدر میشه و در این حین او داستان زندگی یک زن سیاه که ارباب سفیدش رو می‌کشه تعریف می‌کنه. و در نهایت راوی که به دلیل حادثه پیش اومده کاملا از جامعه منزوی شده و یک زندگی یک نفره رو شروع کرده و تنها دلخوشیش گوش دادن به آهنگ و کشیدن ماری‌جوانا شده به این باور میرسه که در حقیقت او زنده نیست و این سوال توی ذهنش نقش می‌بنده که چه کسی مسئول قتل وی و طرد شدنش از جامعست.

رالف الیسون با استفاده از واژه‌های نامرئی بودن شخصیت اصلی داستان برای جامعه و کوری جامعه  و دیده نشدن افراد سیاه پوست تو ابتدای داستان درواقع سعی داره تا از جنبه فلسفی هستی‌گرایی به موضوع نژاد پرستی بپردازه. این کتاب همزمان با سال‌هایی که فلسفه هستی‌گرایی در اروپا مورد توجه جامعه قرار گرفت و با آثاری نظیر تهوعِ ژان پل سار تر و طاعونِ آلبرکامو منتشر شده و نویسنده با اقتباس از این فلسفه داستان خودش رو روایت کرده.

دغدغه اصلی راوی داستان مرد نامرئی راجع به نحوه درک مردم از اونه و اینکه چرا اینقدر تفاوت بین شناخت خوش نسبت به خودش و شناخت جامعه از اون وجود داره و نویسنده از این طریق به تحلیل نژاد پرستی پرداخته و موضوع پیش‌فرض‌هایی که تو ذهن آدم‌ها برای قضاوت جریان‌های بیرونی وجود داره رو مطرح کرده. به عقیده راوی (یا نویسنده)‌ پیش‌فرض‌هایی که در ذهن جامعه سفید در رابطه با مرد نامرئی و در واقع برای همه سیاه پوست‌ها وجود داره (پیش‌فرض‌های نژادپرستی) موجب کوری اونها شده و قدرت تصمیم‌گیری درست رو از این افراد گرفته (پیش فرض‌هایی مثل دزد بودن، خطرناک بودن و…) و به همین خاطر هم قطعاً در هر نزاع و یا درگیری که یکی از دو طرف یک فرد سیاه پوست باشه، جامعه اون رو مقصر می‌دونه.

5/5 (2)

امتیاز دهی

ارسال دیدگاه

کد *