دادا: بخش اول دادائیسم | معرفی مکتب ادبی دادا

0
666
مکتب ادبی دادائیسم
مکتب ادبی دادائیسم
دادا: بخش اول دادائیسم | معرفی مکتب ادبی داداReviewed by کاوه رعدی on Jun 20Rating:

می توان یک جنبش و جریان هنری را مکتب دانست اگر مرزهای هنر را جابجا کرده و آنرا توسعه داده باشد، یک جنبش هنری وجود دارد که نه تنها مرزهای هنر را جابجا کرده بلکه می توان گفت آن را تا ناکجا آباد گسترش داده و به بیان بهتر مرزهای هنر را از بین برده است. «دادا» به اعتقاد من مهمترین و جذاب‌ترین جریان در قرن بیستم است، دادائیسم بمانند هر جریان دیگری پاسخی بود به وضعیت زمانه، طبیعی است که جامعه‌ای آشفته و جنگ‌زده شاهد یک جریان تروریستی در عالم هنر و ادبیات باشد. دادا همان تروریسم هنری است، همان نابودگر هنر مدرن که به باور موسسان دادا پیامدی جز جنگ و ویرانی نداشته است.

دادا بشکلی نامتعارف تا آن زمان پیدایش یافت و به شکلی متفاوت نیز از میان رفت. هشتم فوریه ۱۹۱۶ کافه تراس در زوریخ میزبان جمعی بود شامل: تریستان تزارا، مارسل یانکو، هیوگو بال، ریچارد هولزنبک و هانس آرپ، که بوسیله یک چاقوی کاغذبری بصورت تصادفی از یک فرهنگ فرانسه آلمانی کلمه دادا رت برای نام جنبش خویش برگزیدند. اولین نشریه‌ای که آن‌ها منتشر کردند تحت عنوان «کاباره ولتر» که نامش برگرفته از نام کافه‌ای بود که هیوگو بال سه روز پیش از تولد دادا تاسیس کرده بود. هدف از این انتشار این نشریه در مقاله‌ای به قلم خودش چنین عنوان شده است: «یادآوری این نکته که در ورای جنگ و وطن‌ها، انسان‌های مستقلی وجود دارند که با آرمان‌های دیگری زندگی می‌کنند.»

تزارا نیز در بیانیه دادا (۱۹۱۸) داشتن هر گونه شباهتی را با هنر مدرن رد کرده و برجنبه انقلابی این حرکت جمعی در هنر تاکید می‌ورزد: «یک کار بزرگ ویرانگر و منفی که باید انجام شود: کار جارو کردن و پاک کردن» به همین دلیل است که گرچه دادا بسیار پیشتر از طرح هنر پست‌مدرن متولد می‌شود ولی بدون شک آغازی است بر افول هنر مدرن و سرچشمه‌ای است برای تمام آنچه هنر متاخر را در قرن پر خون و هیاهو می‌سازد. تزارا همچنین بعد از مرگ دادا در کتاب کاباره سوررئالیسم (۱۹۴۷) چنین به توصیف دادا می‌پردازد: «…وقتی میگویم ما، منظورم نسلی است که در اثنای جنگ جهانی اول تازه به سن رشد رسیده و آماده قدم گذاشتن در راه زندگی بود، که ناگهان در اطراف خود مسخره شدن همه حقایق و افتادن نقاب از چهره و ظاهرشدن خودخواهی و پستی و منافع طبقاتی را یافت. این جنگ، جنگ ما نبود، آنرا با ابزار احساسات ساختگی و بهانه‌های بی‌ارزش به ما تحمیل کردند… دادا از یک ضرورت معنوی، از یک احتیاج درمان ناپذیر به نوعی مطلق اخلاقی، زاده شد… دادا از عصیانی زاده شد که خاص همه نوجوان‌ها بود و می‌خواست که هر فردی بدون توجه به تاریخ، منطق یا قوانین اخلاقی حاکم، به احتیاجات عمیق طبیعت خویش دست یابد … این است که ما جمله معروف دکارت را شعار یکی از نشریاتمان قرار دادیم؛ حتی نمی‌خواهم بدانم که پیش از من کسانی در دنیا بوده‌اند. چراکه می‌خواستیم دنیا را با چشم تازه‌ای نگاه کنیم و سرچشمه مفاهیمی را که پدرانمان به ما تحمیل کرده بودند را از نو ملاحظه کنیم و از صحتشان مطمئن شویم، به همین دلیل با طرحی که هیچ نظام از پیش پرداخته‌ای نداشت …. دادا را پایه‌گذاری کردیم» تزارا در ادامه بهترین و جذاب‌ترین بعد دادا را مطرح می‌کند «ما بیزاریمان را با صدای بلند فریاد می‌زدیم، ما بداهه‌گویی و آفرینش ارتجالی را قانون زندگیمان کرده بودیم، ما نمی‌خواستیم که کوچک‌ترین فرقی بین شعر و زندگی وجود داشته باشد شعر ما نوعی از هستی و زیستن بود، دادا بر ضد هر آنچه ادبیات نامیده می‌شد قیام کرده بود و برای ویران ساختن این بنا …. از عناصر خود این هنر و ادبیات بی‌اعتبار شده استفاده می‌کردیم…. ما فکر می‌کردیم دنیا در یاوه گویی غرق شده و ادبیات و هنر بصورت نهادهایی در حاشیه زندگی، بجای اینکه برای انسان مفید باشند ابزارهای جامعه عقب مانده‌اند…. این هنرها در خدمت جنگ بودند و در عین حال که بیانگر احساسات لطیف بودند، نفوذ خود را در راه عدم تساوی ظالمانه، فقر احساساتی، بی‌عدالتی و ابتذال بکار می‌بردند…. دادا هنر مدرن را مسئول بلاهت انسانی می‌داند، بلاهتی که منجر به نابودی انسان به دست انسان و نابودی سرمایه‌های مادی و معنوی او شده است… ما برگزیده شده بودیم برای اینکه پایه‌های جامعه را، زبان را بعنوان وسیله ارتباط بین افراد و منطق را بعنوان وسیله استحکام این ارتباط هدف حملاتمان قرار دهیم. درک ما از خلاقیت خودبخودی و ارتجالی و از اصلی که بر طبق آن «اندیشه در دهان شکل می‌گرفت» ما را به آنجا کشاند که در هر حال منطق را که بر همه پدیده‌های زندگی حق تقدیم داشت، طلاق بگویم»

تصادف و بیواسطه بودن خالق و اثر هنری درون مایه اصلی آثار دادائیستی را تشکیل می‌دهد و همین آن‌ها را در مقابل هنر چیده و مهندسی شده مدرن قرار می‌دهد. ژاک ریویر می‌گوید: «نویسنده دادائیست وجود را قبل از اینکه تسلیم حسابگری شود، در همان ناهماهنگیش و یا هماهنگی اولیه‌اش، پیش از اینکه تصویر تضاد ظاهر شود و مجبورش کند که از ادعاهای خود دست کشیده و خود را از نو بسازد، گیر می‌اندازد و بجای وحدت منطقی که همه اجبارا پذیرفته‌اند، نویسنده دادائیست وحدت پوچ خود را قرار می‌دهد» در بخش هشتم بیانیه هفتم دادا نیز آمده است: «برای ساختن یک شعر دادائیستی، روزنامه‌ای به همراه یک قیچی بردارید، در آن روزنامه مقاله‌ای انتخاب کنید که طول آن معادل شعری باشد که می‌خواهید بگویید، مقاله را از روزنامه جداکنید، هر یک از کلمات را ببرید و در کیسه‌ای بریزید، کیسه را تکان دهید، آنگاه هر یک از کلمات بریده را تک تک بیرون آورید و با دقت به همان ترتیبی که از کیسه بیرون آمده‌اند رونویسی کنید، این شعر شبیه شما خواهد بود، اینک شما نویسنده‌ای هستید بسیار تازه و بی‌سابقه و با حساسیتی جذاب هرچند که عوام چیزی از اثرتان نخواهند فهمید.» هر چند این دستورالعمل شعر نویسی به شدن افراطی است اما دادا با تاکید بر تمرکز بر تصادف بویژه تعلیم می‌دهدکه هنرمند اصیل باید بتواند گذشته را فراموش کند و در خویشتن و اتفاقات آنی سرچشمه تغزلی را پیدا کند که برای بیانش هیچ احتیاجی به قراردادهای مرسوم نیست.

یکی دیگر از تاثیرات شگرف دادا بر هنر قرن گذشته توسعه رسانه هنر بود، ویرانگری دادا آنچنان خلاق صورت می‌پذیرفت که خود آفرینشی را در پی داشت که هنر پس از دادا را به شدت از آن بهره‌مند می‌سازد و بدون شک بسیاری از المان‌های هنر پست مدرن ریشه در دادا دارند. دادائیست‌ها در ورای اصول اساسی، در خلق یک رخداد هنری، دسته جمعی عمل کرده و حتی تعامل با مخاطبان را نیز کسب کنند، ولو به شکل اعتراض. در بسیاری از رخدادهای دادا مخاطب به تئاتری دعوت شده بود که به گالری نقاشی، یک کنسرت گوشخراش و یا شب شعر می‌مانست. اما اثر اصلی دادا در ادبیات همان «نگارش خود به خود» است که کارکرد حقیقی اندیشه را، خارج از هرگونه تصور اخلاقی یا زیباییشناختی بارز نموده و خالق را به سمت تجربه‌ای با آینده مبهم و یا حتی بی آینده سوق می‌دهد.

در بیانیه ریبمون – دسنی آمده است: «دیگر نه نقاشی‌ها را می‌خواهیم، نه ادبیان را، نه موسیقی‌دان‌ها را، نه مجسمه‌سازها را، نه مذاهب را، نه جمهوریخواهان را، نه سلطنت طلبان را، نه امپریالیست‌ها را، نه آنارشیست‌ها را، نه سوسیالیست‌ها را، نه بلشویک‌ها را، نه سیاستمداران را، نه پرولتاریا را، نه دموکرات‌ها را، نه ارتش‌ها را، نه پلیس را، نه وطن‌ها را، دیگر از همه این حماقت‌ها به تنگ آمده‌ایم دیگر هیچ، هیچ، هیچ، هیچ»

اما این انکار همه چیز به چه می‌انجامد؟ برتون بدعت گذار عملگرایی در دادا بود، او در اتهامنامه موریس بارس می‌گوید: «دادا معتقد است که دیگر وقت آن رسیده که یک قدرت اجرایی در خدمت روح انکارگرای خود بگذارد و تصمیم گرفته است که قبل از هر چیزی بر ضد کسانیکه ممکن است بخواهند از دیکتاتوری آن جلوگیری کنند اقدام کند و از همین امروز به درهم شکستن مقاومت ایشان دست می‌زند» اگرچه دادا به دلیل داعیه مخالفت با مدرنیسم خود به خود از بین می‌رفت اما این رویکرد در نهایت به مرگ دادا و پیدایش یکی از مهمترین مکاتب قرن بیستم (سورئالیسم) سرعت بخشید.

دادائیست‌ها ادعا می‌کردند که می‌خواهند بطور کلی نسل بشر را که مرتکب فاجعه‌ای چون جنگ شده بودند، تغییر دهند. دادا زائیده نفرتی عمیق بود نسبت به همه آن چیزهایی که در این طوفان بلا شرکت داشتند، به ویژه زبان به عنوان ابزار ارتباط فریبکارانه. از این رو دادائیست‌ها در درجه اول می‌خواستند این ابزاری را که امکان داشت در دنیای غرق در آشفتگی به همان صورتیکه هست، سرنگون کنند. آثار پوچ ایشان، چه با طنز و چه با تمسخر، تصویری بود از آنچه آنها بر گرد خود می‌دیدند. اعمال آن‌ها همراه با نشاط زندگی نیرومند بود و امید رسیدن به انسانیتی بهتر به همه مساعیشان شادی و سرخوشی می‌داد که به خلاقیتشان می‌انجامید. خلاقیتی که فقط خاص هنرمند نبوده و مردمی که به نمایش‌های دادا می‌رفتند این را خوب می‌فهمیدند زیرا خود را در دادا می‌دیدند.

در پایان این بخش از معرفی دادا، به عنوان جمع‌بندی تکنیک‌های خلق یک اثر دادائیستی ارائه می‌شود:

کولاژ: هر چند پیش‌تر از دادائیست‌ها، در کوبیسم این تکنیک مطرح شده بود و به شدت مورد علاقه دادئیست‌ها قرار داشت.
فوتومونتاژ: آن‌ها در نقاشی از تصاویر آماده و عکس‌ها بهره می‌بردند.
اسمبل کردن: در این تکنیک ممکن است اشیائی کاملا با معنای مرتبط به مفهوم خالق در کنار اشیاء بسیار بیربط قرار گیرند. این تکنیک بیشتر جهت خلق مفاهیم در اعتراض به جنگ از زباله‌ها استفاده می‌شد.
استفاده از مصنوعات آماده به عنوان یک اثر هنری؛ به ویژه توسط مارسل دوشان

در ادامه این مطلب به زودی مطلبی تحت عنوان «دادا: بخش دوم تاریخ و کنش‌ها» آماده و ارائه خواهم نمود!

امتیاز دهی

ارسال دیدگاه

کد *