معرفی مکتب ادبی کلاسیک – کلاسیسیم:اصول و قواعد

0
1567
مکتب ادبی کلاسیسیم
مکتب ادبی کلاسیسیم
معرفی مکتب ادبی کلاسیک - کلاسیسیم:اصول و قواعدReviewed by آیلار بهرامی on Sep 16Rating:

کلاسیک

کلمه کلاسیک در معنای وسیع خود به تمامی آثار نمونه ادبیات کشوری که مایه افتخار ادبیات آن کشور است اتلاق می شود و این در حالی است که کلاسیک در معنای دیگر به آن مکتب ادبی گفته می شود که پیش از پیدایش سایر مکاتب ادبی در قرن هفدهم در فرانسه به وجود آمده و از ادبیات باستان یونان و روم تقلید کرده است.

در قرن دوم میلادی آلوس جلیوس محقق رومی نویسندگان را به دو گروه تقسیم می کرد:”نویسنده کلاسیک”و “نویسنده عامه”و عنوان نویسنده کلاسیک را به نویسنده ای اتلاق می کرد که آثار او شایسته مطالعه توسط طبقات بالای جامعه باشد.نویسندگانی که آثار آنها برای تدریس به دانش آموزان مورد استفاده قرار می گرفت.

اصول و قواعد مکتب کلاسیک

قبل از هرگونه صحبت در خصوص مکتب کلاسیک باید به این موضوع توجه داشت که،وقتی از ادبیات کلاسیک قرن هفدهم صحبت می کنیم،راجع به ادبیات مردمی صحبت نمی کنیم.درواقع مکتب کلاسیک مکتب ادبی همه طبقات جامعه نبوده است بلکه مخاطبان این مکتب تنها طیف محدودی از گروه اجتماعی هستند که معمولا نسبت و ربطی به دربار داشتند و معمولا مخاطبانش مستمعین خبره ای بودند.به همین خاطر آوردن موضوع هایی مهم در این مکتب ممنوع است.وقتی از موضوع مهم صحبت می کنیم،مدر واقع راجع به مباحثی اعم از مباحث مذهبی و سیاسی صحبت می کنیم که معمولا از برای دولتمردان اهمیت ویژه ای دارند.

از اصول و قواعد مکتب کلاسیسیم می توان به موارد که در ادامه می آید اشاره کرد:

جستجوی تعادل و کمال
تقلید از طبیعت
تقلید از قدما
اصل عقل یا احساس
آموزنده و خوشایند بودن
وضوح و ایجاز
حقیقت نمایی
برازندگی

جستجوی تعادل و کمال

کلاسیسیم همواره در جستجوی تعادل درونی و عمیق است بین جوهر ذهنی یا عاطفی اثر ادبی و قالبی که اثر در آن ارائه می شود.

تقلید از طبیعت

تقلید از طبیعت اصلی است که نه تنها در مکتب کلاسیسیم وجود دارد بلکه در سایر مکاتب از جمله رمانتیسیم و ناتورالیسم هم وجود دارد،اما آنچه این اصل را در مکتب مورد بحث ما با سایر مکاتب متمایز می سازد رویکرد هنرمندان این مکتب به طبیعت است.هنرمندان کلاسیک همواره سعی دارند تا به طبیعت فرمان دهند که بهتر از هر زمان دیگری جلوه کند،آنها می خواهند صورت کامل تری از طبیعت را که با آرمانها و ارزوهای بشریت توام است؛ارائه دهند.

تقلید از قدما

تقلید از آثار قدما همواره به اصلی لاینفک در مکتب کلاسیسیم در آمده است،این تقلید به جنبه های مختلفی در پرداخت اثر ادبی رسوخ کرده است.تقلید از طبیعت در آثار کلاسیک با تقلید از آثار و زیبایی شناسی قدما امکان پذیر شده است؛هم چنین است کیفیات عشق در آثارشان.

اصل عقل یا احساس

آنچه به طور اختصار در این خصوص قابل ذکر است،سیر گرایش به عقل و یا احساس است،به طوری که تا اوایل قرن بیستم کلاسیسم را با خرد گرایی دکارتی می شناختند، این در حالی است که رفته رفته نویسندگاه روحیه تحلیل را جایگزین خرد گرایی خشک کردند.

آموزنده و خوشایند بودن

به زعم نویسندگان مکتب کلاسیک،اینکه یک اثر هنری صرفا تجسمی از زیبایی باشد به خودی خود کافی نیست و اگر اینگونه باشد رسالت خود را به انجام نرسانده است،بلکه یک اثر هنری همواره باید آموزنده و خوشایند نیز باشد.

وضوح و ایجاز

کلاسیک ها معتقدند یک اثر هنری باید اثری گویا و واضح باشد و وضوح به زعم آن ها چیزی فراتر از وضوح در طرح اثر است.وضوح باید در تمامی ابعاد اثر هنری اعم از زبان،عبارات و طرح رخنه کند.

حقیقت نمایی

این اصل بر تمامی اصول این مکتب برتری دارد.کلاسیک ها همانگونه که ارسطو خود گفته است وقتی از حقیقت صحبت می کنند در واقع از آن چیزی که اتفاق افتاده صحبت نمی کنند‌بلکه از آنچه که امکان وقوع دارد سخن می گویند.

برازندگی

کلاسیک ها وقتی از برازندگی در اثر ادبی صحبت می کنند در واقع از مقوله ای صحبت می کنند که در آن هیچ چیزی نیاید در جای اشتباهی قرار گیرد.به عبارتی تمامی عناصر آن اثر باید در جای مناسب خود باشند تا مقبول افتد.

برگرفته از کتاب:مکتب های ادبی اثر رضا سید حسینی/جلد اول/موسسه انتشارات نگاه

3.33/5 (3)

امتیاز دهی

ارسال دیدگاه

کد *