رئالیسم؛ ادبیات به مثابه ابزار

0
1276
رئالیسم؛ ادبیات به مثابه ابزارReviewed by کاوه رعدی on Aug 10Rating:

بعد از انقلاب ۱۸۴۸ فرانسه موومان رئالیسم وسطای دهه ۵۰ همون قرن شکل گرفت، دقیقا جایی که اهل هنر بیشتر جذب رمانتیسم شده بودن، این جنبش با هدف راه انداختن انقلابی در برابر موضوعات و پدیده‌های اگزوتیک سردرآورد تا به همه وجوه موومان رمانتیک نه بگه. اهیمت رئالیسم از این بابته که به گونه‌ای آنتی تز رمانتیک محسوب میشه در حالیکه مکاتب بعدی همه به نوعی سنتزی از مکاتب قبلی بودن، حتی دادای رادیکال یا پارادایم پست مدرن. اونا به شدت به واقعیت وفادار بودن و ماجراهایی رو روایت میکردن و البته میکنن که برای عموم مردم ملموسه و نیازی به تصور و تخیل نداره. از منظر جهانبینی م معمولا در مقابل ایده‌آلیستا قرار میگرن و از هر تلاشی برای استفاده از سمبلا و المانای رمانس اجتناب میکنن. با وجود اینکه رئالیسم در اصل از فرانسه شروع شد اما بیشتر شکوهش در ادبیات رو مدیون نویسنده های چیره دست روسیه س؛ توو روسیه م با پوشکین این مکتب سر و صدا را انداخت.

تووی فرانسه م اگر چه میشه گفت استندال مرز رمانتیسم و رئالیسم ه اما بالزاک، هوگوی رئالیستا بود، البته شاید بعضیا اینو کم لطفی به فلوبر بدونن که واقعا قضاوت سختیه و به شدت سلیقه‌ای اما چیزی که بیش از هر عامل دیگه‌ای منجر به جذاب شدن این مکتب هنری کسل کننده شد، جریانهای سوسیالیستی و مرام چپ بود، جایی که ادبیات و بصورت کلی هنر باید در خدمت توده‌ها و انقلاب قرار میگرفت و ابزاری بود برای یه هدف انسانی و شاید به همین دلیل بود که روسها خیلی توو این مکتب پرچم دار بودن و البته افراط و اصرار به این رویکرد م بود که منجر به ظهور ادبیات پست مدرن در روسیه خیلی قبل تر از امریکا و فرانسه شد. اما صد افسوس که شاهکاری مثه مرشد و مارگاریتا به وقت تالیف منتشر نشد…

از موضوعمون دور نشیم؛ اگه بعد از بیش از یه قرن و نیم بخوایم مشخصه‌های ادبیات رئال رو غیر از وفاداری به واقعیت لیست کنیم، یه چیزی شبیه این میشه:

  1. وامداری از واقعیت شخصیت‌ها، پدیده‌ها و رخدادها توام با ورود به جزئیات به شکلی بسیار کسل کننده برای خواننده امروز
  2. اولویت و ارجحیت کاراکترا به آکسیون و پلات در طول روایت
  3. معمولا تلاش برای بازنمایی مضامین اخلاقی و رنج بشر
  4. قراردادن شخصیت در موقعیت‌ها نزاع برانگیز و غالبا در مقابل شخصیت‌های دیگه، طبیعت و جامعه
  5. وفاداری به طبقه اجتماعی (مثلا تووی رئالیسم روسی این طبقه غالبا رنجبر ن و توو رئالیسم امریکایی طبقه متوسط شهری)
  6. تاکید بر ماجراهای باورپذیر و شدنی و اجتناب از المانای رمانتیک و تخیلی

 

همونطورکه میبینید رئالیسم بیش از اینکه مکتبی برای فرم باشه، مکتبی برای محتوا است، اگه توو ادبیات سانتیمانتال، رستگاری فردی ه، توو ادبیات رئالیسم رستگاری اجتماعی ه، این رویکرد انقد جدی میشه که حتی مکتبی تحت عنوان سوسیالیست رئالیسم زیرشاخه رئالیسم تعریف میشه که بعد از قبضه قدرت توسط استالین توو شوروی سابق شروع و به جبهه ادبی کمونیستا در سرتاسر جهان تبدیل میشه.

شاخصترین نویسنده‌های رئالیسم:

  • بالزاک
  • داستایوفسکی
  • پوشکین
  • فلوبر
  • تولستوی
  • گورکی
  • جرج الیوت
  • هاولز
  • هنری جیمز
  • مارک تواین
  • ادیث وارتون

 

 

4.71/5 (7)

امتیاز دهی

ارسال دیدگاه

کد *